بدان كه شجاع و دلير روز جنگ آزموده گردد ، و امين وقت داد و ستد ، و زن و فرزند در ايّام فقر و فاقه ، و دوست در هنگام تنگدستى و زمان نوايب و مصايب .
قطعه
دوست مشمر آنكه در نعمت زند * لاف يارىّ و برادرخواندگى
دوست آن باشد كه گيرد دست دوست * در پريشانحالى و درماندگى
اخوك من و أساك فى الشدّة .
ادب ديگر
آنكه با دوستان در زمان گله چنان باش كه در ايّام خشنودى ، و با دوست سرّى در ميان منه كه اگر دشمن گردد اظهار آن ترا زيان دارد و بر تقدير ثبات مودّت و بقاى محبّت يقين كه او را نيز دوستان باشند و همچنانچه تودّد سبب آن شد كه تو اين سرّ را با او در ميان نهى تودّد و دوستى او نيز نسبت با دوستان او سبب اظهار و افشاى آن گردد .
قطعه
پدر كه جان عزيزش به لب رسيد چه گفت * يكى نصيحت من گوش دار جان عزيز
به دوست گرچه عزيزست راز دل مگشاى * كه دوست نيز بگويد به دوستان عزيز