به جور و جفاى ايشان صبور باش ناسزاوار ملامت نگردى ، و اين معنى را مورث انواع سعادات و مثمر اصناف مرادات دان و به بردبارى و صبر عادت كن .
مثنوى
دلا چون كوه شو در بردبارى * اگر خواهى كه لعل از كان برآرى
درين كارش قدم چون استوارست * از ان با اهل معنى يار غارست
هرچند نيكى كه دربارهء دوست خود كرده باشى چون ملالتى ميان شما واقع شود آن را به زبان مبر و ضايع مگردان . برّك لا تبطله بالمنّة .
بدان كه هرعطايى و نيكى كه از تو به كسى رسد چون آن را به زبان آوردى و منّت نهادى ضايع گشت و همچنان [ دان ] كه نكردهاى بلكه بدتر ، وررمنان ( ؟ ) الاحسان اكبر من اجره .
كرم و عطا و تكلّف و سخا نسبت با دوست خويش به اميد عوض مكن بلكه جازم باش كه اگر چيزى به عوض به تو بخشد نستانى .
مثل
تا تو يكى دهى و دو ستانى گمان مبر كه از دوستانى .
آنچه وعده كرده باشى بجاى آر و آنچه بجا آورده باشى باز مگوى و منّت منه ، بلكه منّتدار او باش كه خير تو قبول كرده و ممنون منّت تو گشته .