تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨

ادب ديگر

آنكه دوست نادان مگير چه « دشمن دانا به از نادان دوست » ، « عدو عاقل خير من صديق جاهل » .

مثنوى

دوستى از دشمن معنى مجوى * آب حيات از دم افعى مپوى دشمن دانا كه غم جان خورد * بهتر از ان دوست كه نادان بود

حكايت

كودكى از جملهء آزادگان * رفت برون با دو سه هم‌زادگان پايش از ان بوته درآمد ز دست * مهر دل و مهرهء پايش شكست شد نفس آن دو سه هم‌سال او * تنگ‌تر از حادثهء حال او آنكه برو دوست‌ترين بود گفت * در بن چاهيش ببايد نهفت تا نشود راز چو روز آشكار * ما نشويم از پدرش شرمسار عاقبت‌انديش‌ترين كودكى * دشمن او بود وزيشان يكى