سالها گر تربيت خواهيش كرد * همچنان باشد كه اكنون مىزيد
پس با مردم اصيل و هنرى دوستى كن تا تو نيز از جملهء ايشان گردى و اخلاق حسنهء ايشان در تو اثر كند ، چه صفات مصاحب از بد و نيك نسبت با مصاحب مؤثّر است .
قطعه
اى پسر همنشين اگر خواهى * همنشينى طلب ز خود بهتر
زانك در نفس همدم از همدم * نقش پيدا شود ز خير و ز شر
مثل اخگر كه با همه گرمى * سرد گردد به وصل خاكستر
ورچه باشد فسردهطبع انگشت * چون به آتش رسد شود اخگر
نبينى كه روغن كنجد چون به گل آميخته گشت و به يكديگر مخلوط شدند همه كس گويد روغن گل و كس نگويد روغن كنجد ! پس به مردم اصيل و هنرمند پيوند . چه اين جماعت بالذّات مورث دولتاند ، و اللّه تعالى ايجاد جوهرى بىاختيارشان در ايشان فرموده كه هركه با اينها پيوست از ايشان شد و سعادت ذاتيشان درو اثر كرد ، و اختلاط با مردم بداصل و لئيم مورث عكس آن و اين جماعت را نيز درين صورت اختيارى نه .
بيت
بيچارهء تقديرند هم صالح و هم طالح * درماندهء فرمانند هم عارف و هم عامى !