لئيم را چندانچه تواضع بيش كنى تكبّر بيش نمايد و بجاى اكرام اهانت و به ازاى نيكى بدى كند ، و اين صورت امريست عامّ و شامل اين جماعت تمام ، نه مخصوص بعضى دون بعضى ، همچنانچه علماى معانى در بيان امثله خطاب عموم على سبيل البدل ذكر كردهاند .
مثل
فلان لئيم فاذا اكرمته اهانك و اذا احسنته أساءك .
و اصيل را چندانكه احترام بيش نمايى در مسكنت و تواضع افزايد .
قطعه
اى عزيزا نصيحتى كنمت * وز بد و نيك آن تفكّر كن
گر پسند آيدت ز من بشنو * ورنه نشنودهاش تصوّر كن
اولا صدر شو به استحقاق * پس به مجلس درون تصدّر كن
با اصيلان ره تواضع گير * با فرومايگان تكبّر كن
پس با لئيم و گدا طبع بتخصيص كه داعيهء بزرگى داشته باشد عدم التفات ، و چه جاى اين معنى كه با اين جماعتشان بايد كه آشنايى نباشد ، چه هيچ صورت بدتر و سردتر از تكبّر گداطبعان و بداصلان نيست ، و وقوع اين صورت بدان مىماند ، مصراع : « كون برهنه كمرى بر ميان ! »
مثنوى
كبر زشت وز گدايان زشتتر * روز سرد و برف و آنگه جامهتر
چند دعوى دم و باد و بروت * اى ترا خانه چو بيت العنكبوت