و دوستان دولت را از جملهء نديمان شمار ، يعنى دوست زمان دولت .
و با نيكان به دل دوست باش و با دشمنان به زبان تا هردو طايفه دوست گردند . چه دوستى بدان نيز به وقت حاجت بهكار آيد ، ليكن با ايشان صفاى قلب و نيكخواهى باطنى پيدا مكن و تصوّر مكن كه اين معنى در ايشان موثّر گردد و ايشان نيز نيكخواه تو باشند و ترك عداوت نمايند .
قطعه
خرد چون كند دوستى با كسى * كه با دشمنان باشد او را صفا
مدار از بدان چشم نيكى از آنك * شكر كس نخورد از نى بوريا
ادب ديگر
آنكه با بىسروپا و سفيه و كسى را كه نسبت با خود شفقتى نيست و ضبط حالى ندارد مصاحبت مكن تا در روزگارت خللى و در كارت تنزّلى پيدا نشود و تو نيز از زمرهء او نگردى .
قطعه
هركه را با خود مصاحب مىكنى * بنگرش تا خويش را چون مىزيد
گر به قدر حال سامانيش هست * ميل او كن كو به قانون مىزيد
ور نباشد رونقى در كار او * زانچه حدّ اوست افزون مىزيد