بيت
اگر ز دست بلا بر فلك رود بدخوى * ز دست خوى بد خويش در بلا باشد
بدان كه طبقات مردم از سه صفت خالى نيستند و از يكى از سه صنف بيرون نه : يا دوستاند ، يا نه دوست و نه دشمن ، يا دشمن .
پس صنف اوّل همچنانچه گزير از اكل و شرب محال از ايشان نيز ممتنع .
و صنف ثانى نيز به وقت حاجت به كار آيند و تحصيل و حصول آن نيز واجب .
و صنف ثالث چون متضمّن ملالت و مشتمل عداوت اجتناب از ان واجب و عدم التفات لازم .
قطعه
خلق عالم سه فرقه بيش نيند * چون طعامند و همچو داروى و درد
فرقهاى چون طعام درخوردند * كه ازيشان گزير نتوان كرد
فرقهء ديگرند چون دارو * كه بدان گه گهيست حاجت مرد
فرقهء ديگرند همچون درد * تا توانى به گرد درد مگرد