با اهل هوى « 1 » منشين تا عاشق نگردى .
در كارها تعجيل مكن تا نادم نگردى .
از صحبت نااهل احتراز كن تا نيكبخت گردى .
از دروغ و فحش دور باش تا روزگارت به خوشى گذرد .
مال خويش را به هوى « 1 » صرف مكن تا به وحشت ندامت مبتلى « 2 » نگردى .
با بداصل منشين تا بىزحمت باشى .
در جوانى هنر آموز .
در پيرى از هوى « 1 » دور باش .
سخاوت را پيشه ساز .
از صحبت جاهل احتراز نما .
بىخرد را معذور دار .
عمر خويش در بىكارى مگذران .
حقشناس باش .
از بخل محترز باش .
تكبّر را دشمن دار .
غم گذشته و آينده مخور .
ستايش خويش مكن .
آزار دلها منما .
هامش
( 1 ) - اصل : هوا .
( 2 ) - اصل : مبتلا .