فصل دوم در باب آداب دوست گزيدن و شرط آن
بدان كه تا مردم زنده باشد ايشان را ناگزير باشد از دوستان . آدمى بىبرادر بهتر كه بىدوست !
حكيمى را پرسيدند برادر بهتر يا دوست ، گفت برادر دوست .
بدان كه استحكام برادرى و خويشى به دوستى مىشود ، چنانچه استحكام خرد به تجربه ، و استحكام نسب به حسب ، و استحكام بزرگى به كرم .
قطعه
چهار چيز به چار دگر بود محتاج * بيان كنم همه را گر تو مستمع باشى
خرد به تجربه ، خويشى به دوستى با هم * نسب به فخر حسب ، سرورى به زرپاشى
مثل
برادر كه در بند خويش است نه برادر و نه خويش است .