فصل اول در نصايح حكما فرزندان را
تا تعاقب ليل و نهار باشد از تغيير حالات عجب مدار .
از كارى كه پشيمانى خورده باشى ديگر متعرّض آن مشو .
چون با پادشاه آشنايى داشته باشى ايمن مخسب .
هركه جوانمردى از آزار مردمان و از مال ايشان كند او را دشمن خويش دان .
زنده مشمار خويش را چون عمر به ناكام گذرانى .
با مردم بىهنر دوستى مكن .
بپرهيز از نادانى كه خود را دانا داند .
انديشه را بر گفتار مقدّم دار .
خود را نادان دان تا مجهولات معلوم تو گردد .
مرگ به دان از نياز به همسران خويش .
از گرسنگى مردن به كه سير شدن از نان فرومايگان .
به خويشان محتاج بودن مصيبتى عظيم دان .
صاحبان مصيبت را عزيز دار .