بيت
تو پند ما نشنيدى به هيچ باب و كسى * كه نشنود سخن دوست حالش اين باشد
هرچند وجود انقطاع از ان اشخاص سفيه واجب و عدم اختلاط با آن افراد لئيم لازم امّا از ايشان بگسستن و به بدتر از آنها پيوستن طريق عاقبت انديشان و طور عافيتجويان نباشد . اين بنده نيز تمهيد معذرت لازم داشته اين دو بيت بخواند :
غزل
هركس كه نصيحت ز عزيزان نكند گوش * بسيار بخايد سر انگشت ندامت
چون پند رفيقان موافق نشنيدم * زان رو شدم آماجگه تير ملامت
بعد از قراءت اين ابيات مضى ما مضى خوانده به تقصير خويش معترف گشت . پس عذاب مفارقت و هجران و وحشت مصاحبت با روستاييان و ديگربار گرفتار گشتن به آن لئيمان نادان و آن سفيهان بىسامان را از عقل دورانديش و از بخت سعادتكيش مخلصى جسته گفت :
بيت
ازين عذاب و گرفتاريم خلاص دهيد * كه يك زمان ز شما بعد ازين جدا نشوم
ايشان نيز وظيفهء غمگسارى رعايت نموده و طريق جانبدارى مسلوك داشته گفتند :