تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨

ادب ديگر

آنكه هرمهمّى كه به سخن خوش و تردّد و تواضع برآيد و راست شود چيز خود در آن ضايع مگردان و بدان كه آدمى بىچيز را در نظر مردم وقعى نباشد .

قطعه

مرد آزاده در ميان گروه * گرچه خوش‌خوى و زيرك و داناست محترم آنگهى تواند بود * كه ازيشان به مالش استغناست وان كه محتاج خلق شد خوارست * گرچه با علم بو على سيناست
بدان كه عامّهء مردم توانگران را دوست دارند بلا نفعى و درويشان را دشمن دارند بلا ضرّى .

شعر

اذا قل مال المرء قل شفيقه * و يعز منه اخ له و صدوقه و اصبح مرفوضا لقلة ما له * و لو شرفت اعضاوه و عروقه و لم يسمع منه الحديث جليسه * و هانت على كل الامور حقوقه