بيت
مردمان يار كسىاند كه نعمت بر اوست * نعمتش چون به سرآمد سخنش هذيان است
پس بدترين حال مردم نيازمنديست و به چون خودى محتاج بودن .
و نيازمند هميشه ملول و پريشان بود و مردم ازو گريزان و نفور . و بىنياز پيوسته شاد و مستقيم حال و سربلند و كسان خواهان صحبت او .
مثنوى
تا چون به خودى بود نيازت * بىسود بود هميشه سازت
آنگاه رسى به سربلندى * كايمن شوى از نيازمندى
آن ذوق نشد هنوزم از ياد * كز حاجت خلق باشى آزاد
هان تا سگ نان كس نباشى * يا گربهء خوان كس نباشى
پس جهد كن و سعى نما كه از جملهء اغنيا باشى به شرط بذل و سخا و طريق مروّت و كرم . چه اغنيا اگر خسيس و ممسك نيستند رضاى حقّ جلّ و علا زودتر حاصل مىتوانند كرد ، كما قال النّبى عليه افضل الصّلوات :
« السّخى لا يدخل النّار . »