كار درويشى وراى فهم توست * سوى درويشان مبين تو سخت سست
زان كه درويشان وراى ملك و مال * روزيى دارند نيك از ذو الجلال
حقتعالى عادل است و عادلان * كى كنند جور و جفا بر بىدلان
پس تا توانى به آن امور ارتكاب نما كه سبب كثرت مال و غنا گردد و از افعالى كه مورث فقر و بىچيزيست اجتناب لازم دار و احتراز واجب شمار .
همچنانچه حكما از اشتغال جزويّات آن افعال به سبب احتمال اختلال مآل منع كردهاند تا منع از كليّات به طريق اولى لازم آيد ، از آن جمله گفتهاند بيست و پنج « 1 » چيز است كه ارتكاب بر آن مورث درويشى و سبب بىچيزى و فقر است .
اول برهنه آب تاختن
دوم شراب و طعام با يكديگر خوردن
سيم خردهء نان خوار داشتن
چهارم برگ پياز و سير سوختن
پنجم در پيش بزرگتر و آغاتر از خود به راه رفتن و تقدّم نمودن
ششم نام بزرگتران بىتعظيم بردن
هفتم در شب ، جاى و خانه رفتن
هشتم ديگ و كاسه را سرباز گشادن و ناشسته گذاشتن
هامش
( 1 ) - در توضيح از بيست و چهار چيز ياد كرده است .