تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
اگر خواهى جهان در بيش كردن * شكم‌وارى نخواهى بيش خوردن

شرط ديگر

آنكه چون چندان مال جمع كردى كه ترا يقين حاصل شد كه بعد از آن درويش و فقير نخواهى شد ترك سفر كن و در شهرى كه ملايم طبيعت باشد ساكن شو و عشرتى دايم لازم دار و درين صورت وطن اوّلى و نفس خود را به عوض آن رنجها كه ديده‌اى و زحمتها كه كشيده‌اى راحتى رسان . امّا راحت خلق بر راحت خويش مقدّم دان . نه آنكه تخيّل ذخيره اندوختن بر راحت خويش و خلق مقدّم دانى . چه اگر برعكس اين معنى ارتكاب نمايى دشمنانت خورند ، اگرچه وارث باشد . چه وارث ميراث دوست دشمن است .

قطعه

دو نان نخورند و گوش دارند * گويند اميد به كه خورده فردا بينى به كام دشمن * زر رفته و خاكسار مرده
حكيمى را پرسيدند نيك‌بخت كيست و بدبخت چيست ؟ گفت نيك‌بخت آنكه خورد و كشت و بدبخت آنكه مرد و هشت .

مثنوى

پسنديده رايى كه بخشيد و خورد * جهان از پى خويشتن گرد كرد