تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧

مثنوى

چه زين بهتر كه چون از حقّ ندايى * رسد از ما برآيد مرحبايى به جان و دل كنم اصغاى آن قول * عطاها يافته ز اعطاى آن قول بساتين قلوب خويشتن را * دهيم از فيض آن نشو و نماها كه عاشق را نباشد خوشتر از آن * كه در گوش آيدش آواز جانان چه دل را خوشتر از نام دلارام * كز آن آواز مىيابد دل آرام زهى قولى كز آن جان تازه گردد * وزان گلزار ايمان تازه گردد
و از رياضت آنكه هيچ صبح بر تو طالع نگردد الّا آنكه تو بر صبح طالع گردى تا از زمرهء مرتاضان گردى ، « باكر تسعد . »

مثنوى

چه خوش ملكى است ملك صبحگاهى * در آن ساعت بيابى هرچه خواهى كسى كو بر حصار گنج ره يافت * گشايش در كليد صبحگه يافت