تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
غرضها را حصار آنجا گشايند * كليد آنجاست كار آنجا گشايند در آن ساعت بود خود نشر جانها * گل تسبيح رويد بر زبانها زبان هركه باشد او برومند * شود گويا به تسبيح خداوند
و از توكّل آنكه اكل تو بىشريك واقع نگردد و تنها چيزى نخورى تا از جملهء متوكّلان باشى .

مثنوى

بداند هركه باتدبير باشد * كه تنها خوار تنها مير باشد مخور تنها اگر خود آب جويست * كه تنهاخور چو دريا تلخ‌رويست ببين قارون چه ديد از گنج دنيا * نيرزد گنج دنيا رنج دنيا برنج آيد بدست اين خود سليم است * چو از دستت رود غبنى عظيم است چو آيد رنج باشد ، چون رود رنج * تهىدستى شرف دارد برين گنج
پس چيزى كه حصول آن به زحمت تحصيل آن نيرزد از سزاوار دريغ