فصل چهارم در باب آداب جمع كردن اموال و شرط آن
از جمع آوردن اموال غافل مباش و جهد كن تا هرچه فراآورى و جمع كنى از نيكوترين محلّ بر وجه حلال باشد تا بر تو گوارنده بود و آن را ثباتى و بقائى باشد و بهر باطل از دست مده و ضايع مگردان . چه گفتهاند نگاه داشتن مال مشكلتر از جمع آوردن است . پس بهنگام ضرورت و دربايست خرج كن و آنچه خرج كنى سعى كن و اجتهاد نما كه هرچند زودتر عوض آن باز جاى نهى . چه چون برگيرى و بدل آن حاصل نيايد اگر گنج قارون بود سرآيد . امّا چندان محبّت مال در دل راه مده و مشعوف آن به مرتبهاى مشو كه آن را ابدى شناسى تا اگر روزى حادثهاى روى نمايد و ضايع گردد بغايت دلتنگ و محزون نگردى .
قطعه
گر جهانى ز دست تو برود * مخور اندوه آنكه چيزى نيست
عالمى نيزت ار به دست آيد * اعتبارش مكن كه چيزى « 1 » نيست
و مال اگرچه بسيار بود بايد كه به تدبير به كاربرى ، چه اندك به تدبير بهتر كه بسيار بىتدبير . و اگر بسيارى از تو بماند بهتر كه به اندكى نيازت آيد .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ، عيب قافيه دارد مگر « چيزى » در دو معنى به كار رفته باشد . شايد « پشيزى » بجاى « كه چيزى » درست باشد .