اوّل :
فمال هؤلاء القوم
در نساء « 1 » .
دويم :
مال هذا الكتاب
در كهف « 2 » است .
سيّم :
مال هذا الرسول
در فرقان « 3 » .
چهارم :
فمال الذين
در سأل سائل « 4 » .
بيستم : « تاء » را از لفظ « حين » جدا نوشتهاند در
و لات حين مناص
در ص « 5 » در بعض مصاحف ، و در بعض ديگر موصول . و از ابن عبيد منقول است آنكه وى را در مصاحف بعض صحابه متصل ديده ، و در مصاحف اهل حجاز و شام و عراق منفصل . و از سخن سخاوى در شرح رائيه ترجيح اتصال مفهوم است . و قاسمى در شرح شاطبيه گفت كه اين لاء نافيه است ، تاء تأنيث به او لاحق شد ، آنچنانكه به « ربّ » و « ثمّ » ملحق گشت ، كه در كلام عرب « ربّة » و « ثمّة » وارد است ، و بنابر اين انفصال اولى است . در وقف كسائى به « هاء » ، مؤيّد اين است ، كه اگر نقل اتصال اجماعى مىبود وقف بر اين حرف جدا از « حين » مجوّز نبود .
تنبيهات اوّل : مخفى نيست كه الف و لام تعريف به ما بعد متّصل است ، مثل : « الحمد ، العالمين ، الارض ، الآخرة » ، و قس على هذا .
دويم : « نصروهم ، كالوهم أو و زنوهم » ، و امثال اينها موصولند حكما ، يعنى بعد از واو جمع كه به ضمير متّصل است ، الفى كه قبل از اين اتصال جهت فرق ميان واو جمع و واو عطف مىنوشتند ، ننوشتند ، كه در اين حال التباس نيست .
سيم : « هذا و هذه و هؤلاء و ههنا » ، و نظير اينها به ما بعد موصولند ، يعنى بعد از هاء تنبيه ، الف در رسم محذوف است . و « ها أنتم » ظاهر است آنكه الف به همزه مفصول است ، به هاء تنبيه متصل است .
هامش
( 1 ) آيهء 78 .
( 2 ) آيهء 49 .
( 3 ) آيهء 7 .
( 4 ) معارج / 36 .
( 5 ) آيهء 3 .