منها هفت وجه مذكور است ، از جمله قصر با روم است . امّا اين تفخيم راء خواهد بود ، زيرا كه از حالت اسكان اوفتاد ، اكنون حقّ او تفخيم است بنابر آنكه سابقا شرح رفت .
ماند هشتم ، روم با ترقيق در مذهب ورش است . چون قاعدهء اوست ترقيق راء مفتوحه يا مضمومه ، هر گاه ماقبلش كسره باشد يا اخت وى .
دوازدهم : در نون مفتوح كه علامت جمع است ، در اسماء ، حال رفع و نصب و جرّ ، مثلا : « هم المفلحون ، إنّ المتّقين ، ربّ العالمين » ، و افعال ، مثلا : « هم يوقنون ، أفلا تعقلون » ، يعقوب وقف به هاء سكت مىكند و اين چنين در مشدّد مفتوح مذكور ايضا . اكنون چهار وجه در آن و دو وجه در اين سرانجام مىشود .
سيزدهم : فرق ميان روم و اختلاس از چند وجه است :
اوّل : آنكه روم را چهار دانگ حركت بر طرف است و دو دانگ باقى ، و اختلاس عكس وى است .
دويم : آنكه روم در ماعداى فتحه است و اختلاس در حركات ثلاث مىباشد ، مثلا :
لا تعدوا
« 1 » در نساء « 2 »
لا يهدى
در يونس « 3 » ، به اختلاس فتحهء عين و هاء به شرط تشديد دال ، احد وجوه قراءات است . « ينصركم ، تأمرهم ، يأمركم » به اختلاس ضمّهء راء در اينها احد وجهين است . از ابو عمرو « فنعمّاهى » اختلاس عين است احد وجوه منقوله .
سيم آنكه روم در آخر كلمه است و اختلاس در وسط ، آنچنانكه تمثيل رفت .
چهاردهم : ولد شيخ جزرى در شرح منظومهء پدرش به عنوانى تعريف اختلاس كرد كه مجال مناقشه دارد . و روم را نيز به مفهوم غير جامع افراد ، بنابر آنچه اهل اصطلاح ذكر كردند ، و نقل آنها به تطويل مملّ مىانجامد ، و بعد از اطلاع و تتبّع و استقراء به طبع سليم و حدس مستقيم مىتوان يافت .
پانزدهم : در « لا تأمنّا » با وجود اجماع بر ادغامش ، روم را نيز جهت قرّاء نقل كردند .
بنابر اين هر يكى را از قرّاء عشره دو وجه است : روم و اشمام ، الّا ابو جعفر كه اسكان محض دارد . و بدين مضمون شيخ جزرى تصريح نمود ، و جهت قالون اين را هم از بعض
هامش
( 1 ) س : لا تعدّوا .
( 2 ) آيهء 154 .
( 3 ) آيهء 35 .