تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى ) — صفحة مراديه 157

مساهمون:

صمراديه ١٥٧
خلط كسره است به ضمه در هفت فعل ، هر جا واقع شود : « قيل و غيض و سىء و حيل و سيق و سيئت و جىء » در قراءت كسائى و موافقان او . هشتم : بنابر آنچه در وقف بر آخر كلمه مقرّر شد ، بعض امثله مذكور مىشود و باقى حواله مىرود ، مثلا : « نستعين ، الكتاب » به رفع در هر يك هفت وجه مىرود : طول و قصر و توسّط با اسكان و همچنين با اشمام ، و قصر فقط با روم . و در مثل : « العالمين » و « قيل » سه وجه است ، بىروم و اشمام . و « الذين » كه مجرور است چهار وجه جايز است ، وجه رابع قصر است با روم ، و « حيث » ، « أين » از اين قرار است . و اگر از آخر كلمه حرف مدّ و لين نباشد ، مثلا : « الحمد » و « نعبد » در هر يكى اسكان و روم و اشمام ، سه وجه است . و در مثل : « أنزل من قبلك » اسكان است فقط . و در « ربّ » ، « مالك » اسكان و روم . و قس على هذا در جميع قرآن مجيد . نهم : در « فارهبون ، فاتّقون ، و لا تكلّمون ، حتّى تشهدون » ، و امثالها ، كه ياء متكلّم محذوف مىشود به حسب لفظ و رسم خط ، همان چهار وجه جايز است . و بعضى ضعفا از اهل تجويد منع از سه وجه كرده ، تجويز روم فقط نمود ، و دليلش اين است كه وقف با روم مشعر است به آنكه ياء متكلّم را انداختند و وقف به اسكان به وهم آنكه به خلاف قاعدهء عربيت آخر فعل امر يا فعل مجزوم نون واقع است . و اين در كمال ضعف است ، زيرا كه نزد بىعلم هر دو يكسان است و نزد عربيت دان مخفى نيست . دهم : بعضى نيز رفتند به اينكه روم واجب است در نون مشدّد مفتوح ، مثل : « عليهنّ » و « إليهنّ » و « منكنّ » و امثالها كه علامت جمع مؤنّث است ، غايب و مخاطب ، حال وقف . و اين از آن قول ضعيف‌تر است ، كه در مفتوح اطلاق منع روم كردند . پس حكم به روم در اين بخصوصه ، تخصيص بلا مخصّص است . و جعبرى گفت : جماعتى از جهّال قرّاء بر اين رفتند ، و در شرح شاطبيه به دلايل متعدّده ردّ اين سخن كرد . حاليا جهت جهّال كه به اين متمسّكند اين قدر كافى است ، و هر كه دليل به تفصيل خواهد از كتاب جعبرى تفحّص نمايد . يازدهم : در « الأمور ، المصير ، خبير ، بصير » كه مرفوعند و امثالها هشت وجه رواست .
گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى ) — صفحة مراديه 157 | سيد مهدي جهرمي