سيم : صاحب تيسير گفت : « الروم إضعافك الصوت بالحركة حتى يذهب معظم صوتها فتسمع لها صوتا خفيّا يدركه الأعمى بحاسّة سمعه » يعنى روم آن است كه آواز به حركت را ضعيف گردانى ، چندانكه بيشترش بر طرف شود . اكنون از حركت مشار اليها ، آواز پست مىشنوى كه وى را كور درك مىكند به حاسّهء شنيدن . و در اين تعريف دو اشارت است : اوّل آنكه چهار دانگ حركت بر طرف مىشود و دو دانگ مىماند . دويم آنكه اين آواز ضعيف به شنيدن مدرك است كور و بينا را .
سيم : انواع مذكوره ، اشمام است و تعريف او در اين باب اطباق شفتين است ، يعنى دو لب به هم نهادن ، مثلا حين وقف يا سكون بر كلمه كه آخرش مرفوع است يا مضموم اين فعل رواست ، كه اشارت به پيش است در اين هر دو و در وى آواز نيست ، و اين به حاسّهء بصر فقط مدرك است .
اكنون وقف بر آخر كلمه خالى از اين سه نوع نيست .
تنبيهات [ اوّل ] : قاعدهاى از علم نحو مذكور مىشود ضرورى است در اين باب . آنكه رفع و نصب و جرّ القاب معرّبات است ، و ضمّ و فتح و كسر القاب مبنيّات . و هر يكى از روم و اشمام در مرفوع و مضموم هر دو رواست و در هر يك از مجرور و مكسور روم است فقط ، به خلاف منصوب و مفتوح . امّا بودن روم در مرفوع و مضموم جهت تخفيف است به زوال اكثر حركت ، آنچنانكه شرح رفت . و اما اشمام جهت تنبيه است به آنكه آخر كلمه مرفوع بوده يا مضموم . چون ضمّه اخت واو است و مخرج واو از شفتين ، اشارت به ضمّ به شفتين مناسب مقام است .
باز روم فقط در مجرور و مكسور جهت تخفيف مذكور است ، و اشمام ممنوع است به واسطهء آنكه اينجا اشارت به ضمّه جهت مجرور و مكسور مناسب نيست . و منع هر دو در منصوب و مفتوح ، به واسطهء آنكه فتحه اخفّ حركات است و طرح بعضش به فوت كلّ مىانجامد . اكنون روم صورت نمىبندد و نبودن اشمام جهت علّت مذكوره يعنى عدم
گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى ) — صفحة مراديه 154
مساهمون: سيد مهدي جهرمي
صمراديه ١٥٤