اوّل :
يريد الله ألا يجعل لهم حظا فى الآخرة
در آل عمران « 1 » . و آنچه از اين باب واقع شد ، اسم است . و آنچه فعل آمده مقارب اين باب به ضاد در سه جا :
اوّل :
و لا يحض على طعام المسكين
در الحاقّة « 2 » .
دويم :
و لا تحاضون على طعام المسكين
« 3 » به غيب و خطاب ، « و لا تحاضّون » به خطاب ، و بعد از حاء مفتوحه الف هست . اكنون مدّ لازم است . اين سه قراءت منقول است در و الفجر .
سيم :
و لا يحض على طعام المسكين
در ماعون « 4 » .
اين سه جا به معنى تحريض است - به ضاد - بر فعل آن چيز ، يعنى باعث بودن بر طعام مسكين .
هجدهم : ظفر ، يعنى ناخن ، و در اين سه لغت است : اسكان فا ، با ضمّ و كسر ظاء ، و ضمّ هر دو ، از اين باب يك حرف فقط در قرآن است : قوله تعالى :
حرمنا كل ذى ظفر
در انعام « 5 » ، امّا ضمّ هر دو به اجماع قرّاء است .
نوزدهم : انتظار ، يعنى ترقّب نمودن و منتظر بودن چيزى را ، و از اين چند حرف هست . اوّل حروف
قل انتظروا إنا منتظرون
در انعام « 6 » .
بيستم : ظمأ ، مرادف عطش است ، يعنى تشنگى ، و از اين باب سه جا واقع است :
لا يصيبهم ظمأ
در آخر براءة « 7 » ،
و أنك لا تظمؤا فيها
در آخر طه « 8 » ،
يحسبه الظمئان ماء
در وسط نور « 9 » .
بيست و يكم : ظلّ ، فعل ماضى است به معنى « دام » ، يعنى هميشه هست اينچنين ، مثلا :
ظل وجهه مسودا
در نحل « 10 » و زخرف « 11 » ، يعنى هميشه رو سياه مانده . و متفرّقات وى نه است :
اوّل :
فظلوا فيه يعرجون
در حجر « 12 » .
هامش
( 1 ) آيهء 176 .
( 2 ) آيهء 34 .
( 3 ) فجر / 18 .
( 4 ) آيهء 3 .
( 5 ) آيهء 146 .
( 6 ) آيهء 158 .
( 7 ) آيهء 120 .
( 8 ) آيهء 119 .
( 9 ) آيهء 39 .
( 10 ) نحل / 58 .
( 11 ) زخرف / 17 .
( 12 ) آيهء 14 .