و ظا چون مضبوط و مشخص شود ، ما عداى او هميشه ضاد است . و آنچه در قرآن مجيد - شرّفه اللّه و عظّمه - از ظاآت آمده در سى عدد باب محصور است . به ترتيب مذكور مىشود آنچنان كه در كتاب عزيز است به حسب سور و آيات ، من أوّله إلى آخره ، بىتقديم و تأخير مرتّب است :
اوّل : عظمت ، به معنى بزرگى ، مثلا : « العلىّ العظيم » و از اين باب بسيار است . اوّل جاى كه واقع شد
و لهم عذاب عظيم
در سورهء بقره « 1 » .
دويم : ظلمة ، به معنى تاريكى ، و از اين هم بسيار است . حرف اوّل
و تركهم فى ظلمات لا يبصرون
در بقره « 2 » .
سيّم : ظلم ، به معنى جور و تعدّى ضدّ عدل و انصاف است ، و از اين نيز بسيار آمده .
موضع اوّل
فتكونا من الظالمين
در بقره « 3 » .
چهارم : ظنّ ، يعنى گمان ، و متصرّفات اين متعدّد واقع است . اوّل موضع
الذين يظنون أنهم ملاقوا ربهم
در بقره « 4 » و كلمهء
بضنين
« 5 » مذكور شد كه به ضاد و ظا خواندند . اكنون به ظا از اين باب است يعنى گمان بر ، و به ضاد يعنى بخيل ، هر دو بر وزن فعيل به معنى فاعل است .
پنجم : نظر ، به معنى ديدن ، و متصرّفات اين هم بسيار است . اوّل حرف
و أنتم تنظرون
در بقره « 6 » . و امّا سه حرف از اين باب مستثنى است : « ناضرة » اوّلى در قوله - عزّ و جلّ - : وجوه يومئذ ناضرة ، إلى ربها ناظرة در سورهء قيامت « 7 » ، و ناظرهء ثانيه از اين باب است ،
و لقيهم نضرة و سرورا
در هل أتى « 8 »
تعرف فى وجوههم نضرة النعيم
در مطفّفين « 9 » ، اين هر سه از نضارت به ضاد است ، به معنى خوبى و تازهرويى .
ششم : ظلّ ، بكسر ظا به معنى سايه ، و از اين باب چند جا هست . اوّل
و ظلنا
« 10 »
عليكم الغمام
در بقره « 11 » ، يعنى او را بر شما سايه كرديم ، در قصّهء قوم موسى . و « ظليلا »
هامش
( 1 ) آيهء 7 .
( 2 ) آيهء 17 .
( 3 ) آيهء 35 .
( 4 ) آيهء 46 .
( 5 ) تكوير / 24 .
( 6 ) بقره / 50 .
( 7 ) قيامه / 23 .
( 8 ) انسان / 11 .
( 9 ) آيهء 24 .
( 10 ) س : فظللّنا .
( 11 ) آيهء 57 .