دويم : عكس اين است ، يعنى ما قبل و ما بعد هر دو ساكن ، مثل : « يعلمه اللّه » ، و « يأتيه الموت » .
سيم : ما قبل متحرّك و ما بعد ساكن ، مثل : « و يعلّمه الكتاب » ، « به اللّه » .
چهارم : عكس اين ، مثلا : « فحملته فانتبذت » ، « فيه هدى » .
اكنون در اوّل اشباع است به اجماع قرّاء « 1 » و اهل عربيت ، و در ثانى و ثالث عدم اشباع ، اينچنين است . و در رابع اشباع خاصّهء ابن كثير است در جميع قرآن . امّا عاصم در يك جا از روايت حفص موافقت نموده و آن « فيه مهانا » در فرقان است .
از « 2 » قسم اوّل چند حرف مستثنى مىشود :
اوّل : « 3 » آنكه متّصل شده باشد به فعل معتلّ ناقص كه لام او به علّت جزم محذوف است ، و اين شانزده جا واقع است :
يؤده اليك
، و
لا يؤده إليك
در آل عمران : « 4 »
نؤته منها
در آل عمران « 5 » دو جاست و در شورى « 6 » يكى ،
نوله
و
نصله
هر دو در نساء « 7 » ،
أرجه
در اعراف « 8 » و شعراء « 9 » ،
و من يأته
در طه « 10 » ، و
يتقه
در نور « 11 » ،
فألقه
در نمل « 12 » ،
يرضه
در زمر « 13 » ،
يره
دو حرف « 14 » است در إذا زلزلت ،
أن لم يره
در بلد . از اين شانزده « يؤدّه » و « نؤته » و « أرجه » و « يره » مكرّرند و ده ديگر غير مكرّر . و مذهب عاصم در هر دو « يؤدّه » و هر سه « نؤته » و « نولّه » و « نصله » هر دو اسكان هاء از روايت شعبه و اشباع از حفص ، و « ارجه » به اسكان بىهمزه ميان جيم و هاء بكماله ، و « من يأته » اشباع بكماله « 15 » ايضا ، و « يتّقه » به كسر قاف و اسكان هاء شعبه است و عكس اين حفص ، و « فألقه » به اسكان بكماله ، و « يرضه » به ضمّ هاء و اشباع بكماله ايضا . و دو حرف « يره » به اشباع اينچنين است ايضا ، و « أن لم يره » كه در بلد است به اشباع بىخلاف است از شاطبيه و تيسير ، و اشباع او و اسكان هر سه در نشر و تقريب
هامش
( 1 ) س : قرات .
( 2 ) س : + پنجم .
( 3 ) س : ششم .
( 4 ) آيهء 75 .
( 5 ) آيهء 145 .
( 6 ) آيهء 20 .
( 7 ) آيهء 115 .
( 8 ) آيهء 111 .
( 9 ) آيهء 36 .
( 10 ) آيهء 75 .
( 11 ) آيهء 52 .
( 12 ) آيهء 28 .
( 13 ) آيهء 7 .
( 14 ) زلزال / 8 - 7 .
( 15 ) س : بكما .