تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى ) — صفحة مراديه 133

مساهمون:

صمراديه ١٣٣
نه اظهار و نه ادغام . و قلب نزد باء موحّده به ميم ، كه ميم را با نون برادرى است ، از رهگذر اشتراك در غنّه و اشتراك باء و ميم در مخرج ، بنابر اين سليقه اقتضاى غير از اين نداشت . سيم : ابو عمرو الدانى ، كه مقتداى علماى اجلّاى اين فنّ است ، نون ساكنه را از يرملون اخراج كرده و حروف ادغام را در « لم يرو » جمع نموده ، پنج شمرد و تصريح نمود به اين مضمون كه ، قرّاء حرف ششم مىشمارند كه نون است و نون را در قطار اينها شمردن معنى ندارد ، به واسطهء آنكه نون كه با نون ملاقات شود داخل مثلين است . و اين سخن در نهايت قوّت است . چهارم : معنى هر يكى از اظهار و قلب ظاهر است و به حسب لغت اظهار ضدّ اخفاء است ، زيرا كه آن آشكار نمودن است و اين نهان كردن . اما به حسب اصطلاح اين فنّ اشارت رفت كه مخفى ميان مظهر و مدغم است . ماند ادغام ، در اصل لغت معنى او اين است كه چيزى را در چيزى پنهان كنند كه آن چيز ناپديد گردد ، و اين مرادف اخفاء لغوى است . مثلا ميان عرب مشهور است كه « أدغمت اللجام فى فم الفرس » يعنى لگام را در دهن اسب پنهان كردم ، به معنى نهادم . و بعض اهل لغت گفتند : دغم مصدر به معنى تغطيه يعنى پوشانيدن . اكنون به حسب اصطلاح ظاهر است كه حرف اوّل در دويم نهان مىگردد و در اين باب سخن به جاهاى ديگر مىكشد ، امّا جهت اختصار به اين اكتفا رفت .

باب ششم در ذكر احكام ميم ساكنه

بدان كه ميم ساكنه را نزد بيست و هشت حرف ، ما عداى الف ساكنه ، سه حكم است : اظهار و اخفا و ادغام . اظهار نزد بيست و شش حرف است و اخفا نزد باء موحّده و ادغام نزد ميم ، و اين اخير داخل قسم مثلين است ، مثلا : « لكم ميعاد » و « أم من » آنجا كه در رسم خط مفصول است . و اخفاء نزد باء مختلف فيه است ، مثلا :
فاحكم بينهم
گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى ) — صفحة مراديه 133 | سيد مهدي جهرمي