تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى ) — صفحة مراديه 130

مساهمون:

صمراديه ١٣٠
خاصّهء ورش است . در حالين قاعدهء او اين است كه هر جا واو ساكن و ياء ساكن ما قبل فتحه باشد و ما بعد همزه ، مثل : « السّوء و سوأة و كهيئة » ، و امثال اينها ، طول و توسّط دارد و در وقف سه وجه از براى همه . و اينجا جهت وجود همزه مدّ راجح است . و سبب معنوى مدّ مثل : « لا ريب و لا جرم و لا مردّ » ، در مذهب حمزه ، يعنى كشش در اين قسم ، جهت مبالغه است در نفى . و از اين جمله كافى است كلمهء توحيد « لا إله إلّا اللّه » . بنابر اين جماعتى از قرّاء كه قصر فقط دارند در منفصل ، مثل ابن كثير و ابو جعفر و سوسى ، يا مدّ و قصر هر دو ، مثل قالون و ورش از طريق اصفهانى و ابو عمرو از روايت دورى و يعقوب بكماله هر گاه به كلمهء توحيد مىرسند ، پيش ايشان مدّ اولى است جهت تعظيم و مبالغه در نفى [ با ] وجودى « 1 » كه از قسم منفصل است . و به اعتبار تعدّد معنوى ، دو نوع مىشود ، اگر چه گفتيم يك نوعش داخل منفصل است ، امّا مغايرت به ادنى ملابسه كافى است . اكنون اقسام مدّ و انواعش به چهارده مىرسد و در هيچ جا تفصيل به اين عنوان نيست . و مىتوان گفت : قسم مدّ سه عدد مىباشد : لازم و واجب و جايز . آنچنان « 2 » كه جزرى در منظومهء خود گفته :
و المدّ لازم و واجب أتى * و جائز و هو قصر ثبتا
پس لازم شامل مشدّد و مخفّف است و لفظ عين . و واجب متّصل است اصطلاحا ، و جايز تحت او ده عدد مندرج است : منفصل و بدل و عارض به چهار نوعش ، و معنوى به دو نوعش ، و آنكه خاصّهء ورش است ، و طبيعى كه اصل اقسام است ، به طريق التزام موجود است .

باب پنجم در ذكر احكام نون ساكنه و تنوين

مخفى نيست كه فرق ميان نون ساكنه و تنوين به حسب خطّ است و در لفظ هر دو
هامش
( 1 ) س : وجود . ( 2 ) نسخهء « د » از اينجا تا كلمهء هفدهم باب نهم افتادگى دارد .