تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى ) — صفحة مراديه 128

مساهمون:

صمراديه ١٢٨
شود ، نحو : « جاء ، لتنوء و سيئت » ، و وى را در اصطلاح واجب مىخوانند ، به واسطهء وجوب مدّ در اين و عدم جواز قصر از جهت اتصال مذكور . غايت ما فى الباب مراتب كشش وى ميان قرّاء به تفاوت است و كمتر از مقدار يك الف و نيم نمىباشد . چون كمتر از اين مقدار قصر است ، كه او مدّ طبيعى است . اكنون وجود همزه موجب زيادتى كشش است و مذاهب قرّاء در تفاوت مراتب در جاى ديگر مشروح است . دويم : منفصل ، يعنى آنكه هر يك از حرف مدّ و سبب جدا باشند ، اكنون حرف در آخر كلمهء اوّلى است و همزه در اوّل كلمهء ثانيه ، نحو : « بما أنزل ، قالوا امنّا ، فى اذانهم » . مقدار اين باز ميان قرّاء تفاوت دارد . و از شرح مذكورين ، وجه تسميهء هر يك معلوم شد . و در اين دو قسم مقدار مدّ عاصم از غير شاطبيه چهار الف است و از شاطبيه آنچه ما نقل داريم دو الف . سيم : بدل ، مثل : « اتى ، اوتى ، ايتاء » ، يعنى آنكه در اصل در هر كلمه از اينها و امثال اينها توالى دو همزه بود و از جهت ثقل اجتماع همزتين ، ثانيهء ساكنه را به جنس حركت اوّلى قلب نمودند . پس الف و واو و ياء سواكن بدل همزهء محذوفه‌اند . اين تعليل در علم صرف مسطور است و وجه تسميه در اصطلاح اين است . و به حسب لغت وى را متصّل مىتوان گفت ، كه حرف و سبب در يك كلمه‌اند ، غايتش سبب بر حرف مقدّم است ، به عكس اوّل و ثانى . و در اين ثالث به جز نافع را به روايت ورش از طريق از رق مدّ نيست ، توسّط هم دارد . و مقدار مرتبهء مدّ كه اينجا مذكور است ، سه الف است . و گاهى لفظ « طول » را بر وى اطلاق مىكنند ، و مقدار توسّط دو الف ، و قصر همان مدّ طبيعى است ، و هميشه اين مصطلح است . و سكون دو قسم است : اوّل : لازم ، يعنى آن ساكن واقع بعد از حرف مدّ ، سكون او لازم است كه در حال وقف و وصل متغيّر نشود اصلا . و اين دو نوع است : مشدّد ، نحو : « دابّة ، ن و القلم ، يس و القرآن الحكيم » ، به ادغام نون در واو در هر دو مثال عاصم را از روايت شعبه است و موافقان او ، و غير مشدّد ، نحو : « ص و ق » و به اظهار نون در دو مثال مذكورين از روايت
گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى ) — صفحة مراديه 128 | سيد مهدي جهرمي