تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى ) — صفحة مراديه 127

مساهمون:

صمراديه ١٢٧
در اسم شريف بعد از كسره ، نحو : « بسم اللّه » . از ورش قاعده‌اى در تفخيم لام منقول است به شرط چند ، كه اينجا محلّ شرح او نيست . و اگر مفخّم مستعلى يا شبه مستعلى به مرقّق جمع شود حقّ هر يكى دادن واجب است . و امثلهء استعلا در اوّل باب گذشت و شبه استعلا ، مثلا : « حرج » و « جرح » و غيرهما . و تحفّظ تام نيز لازم است در مثل : « فرض » و « وطرا » كه يك مرقّق به دو مفخّم رسيده . و اگر حرف استعلا را لاحق شود به عكس سابق كمال ملاحظه در ترقيق الف مىبايد در يك كلمه ، مثلا : « الصّاغرين « 1 » و عاصف و ناضرة و جياد و البلاغ و الشّياطين ، فملاقيه ، و الكاظمين » ، و همچنين مشدّد نحو : « و لا تحاضّون » ، و قس عليه الباقى . يا دو كلمه مثلا « لا خوف ، إلا صيحة ، ما ضلّ ، بما غلّ ، أتينا طائعين ، يا قوم ، فما ظنّكم » . و اگر الف ميان دو مفخّم واقع شود ، تأكيد تفخيم او بيشتر است ، نحو : « خاضوا ، الصّاخّة ، ضاقت ، القصاص ، صراط ، أنصار ، راق ، فرارا ، قرارا » و همچنين تا آخر امثله ، به خلاف غير الف كه تلخيص آن از دو مفخّم واجب است ، مثل : « خلق ، و رزق ، و صدق ، و صبر ، و غسق ، و قمطريرا » الى آخره . و مخفى نماند كه الف در مثل : « السّرّاء » و « الضّرّاء » مفخّم است چون لا حق شبه استعلا است و اگر سابق ، همان كمال ملاحظه در ترقيق مطلوب است ، نحو : « و سار الأنهار ، فلا رفث ، إنّا رسل » ، و همچنين « اللّه » در استفهام .

باب چهارم در بيان مدّ و قصر و ذكر احكام و شرح اقسام هر يك و تعيين سبب مدّ

و قبل از اين ، تعريف حروف مدّ و لين در مخارج و صفات گذشت ، و فرق ميان مدّ و لين ايضا . بدان كه سبب مدّ خالى از آن نيست كه لفظى باشد يا معنوى . و لفظى همزه است يا سكون ، و همزه در سه قسم يافت مىشود : اوّل : متّصل ، يعنى آنكه حرف مدّ با سبب كه همزه است پيوسته در يك كلمه جمع
هامش
( 1 ) س : الساخرين .
گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى ) — صفحة مراديه 127 | سيد مهدي جهرمي