حال وقفش همچو « بلدة » اى پسر * ياد دار اين چند تعليم اى پسر
همچنين در حركت عارض ، جواز * نبودش اين روم و اين اشمام باز
همچو « يومئذ » و ديگر « حينئذ » * زانكه اين در اصل بوده « يوم إذ »
فتح آخر كلمهء چون « يعلمون » * وقف نبود اندرو غير سكون
ور بود مكسور همچو « 1 » « يوم الدّين » * تو سكون و روم « 2 » جايز دان يقين
ور بود مضموم همچون « نستعين » * روم و اشمام و سكون مىدار هين
باز مدّ و قصر و وسط اى نامور * هست در اشمام و ساكن بىغرر
ليك اندر روم غير قصر نيست * ياد گير اينها كه در وى شبهه نيست
هفت وجه « نستعين » زين علّت است * وين بداند هر كه صاحب دولت است
فايدة
گر كند در روم و اشمامت سؤال * در جواب اين گو كه پنهان نيست حال
مدرك روم است اعمى و بصير * ليك اشمام است مخصوص بصير
فايدة
« بسمله » در نه سور خوان بىوصيل * اى كه دارى در قرائت رغب و ميل
چون دو « لا اقسم » ، « محمّد » ، با « عبس » * با « تكاثر » ، « لم يكن » ، « تبّت » ، دو « ويل »
فايدة
« بسمله » در ده سور با وصل خوان * « فاتحه » ، « انعام » و « الكهف » اى جوان
« قارعه » ، « فاطر » چو « حاقّه » ، « انبيا » * چون « قمر » چون « زخرف » و ديگر « سبا »
باب فى بيان اللحنين
« 3 »
لحن خواندن بر دو نوع است اى عزيز * يك خفى ، ثانى جلى اى با تميز
هامش
( 1 ) س : همچون .
( 2 ) س : رم .
( 3 ) س : اللحيين .