تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى ) — صفحة تحفة الحفاظ 95

مساهمون:

صتحفة الحفاظ ٩٥
يعنى اندر ميم آور لب به هم * تا كه حرفينش جدا گردد ز هم چون « لهم فيها » « و منهم و اتّقوا » * قارى قرآن بيا از جان شنو

باب فى تفخيم الراء و ترقيقه

« را » اگر مفتوح بينى در كلام * يا اگر مضموم « 1 » باشد اى امام قاريا تفخيم آن « را » واجب است * هيچكس در رقّتش ناراغب است ليك گر باشد همى مكسور « را » * آن به ترقيقى نكو مىكن ادا زينهار اى قارى قرآن ما * مىمكن اهمال در تغليظ « را » « راء » مكسور ار مفخّم آورى * به كه فتح و ضمّ مرقّق بسپرى باز « راء » ساكن ار ما قبل او * ضمّه يا فتحه بود اى نيك‌خو آن دگر قرّاء مفخّم خوانده‌اند * « ترجعون » « يرجعون » آورده‌اند باز « راء » ساكن مكسور پيش * خواندن آن را به ترقيق است بيش چون « اولى الإربة » دگر چون « شرذمة » * ياد گير اى قارى قرآن همه ليك « راء » ساكن ار « 2 » ما قبل او * همزهء وصل است هم چون « ارجعوا » آن همه قرّاء مفخّم خوانده‌اند * زانك كسر عارضى دانسته‌اند ليك بعد از ساكن مكسور پيش * گر « قصط » آيد تو را قارى به پيش آن همه قرّاء مفخّم خوانده‌اند * فرقه‌اى « مرصاد » مثل آورده‌اند لفظ « قرطاس » از مثال اين شمر * فهم كن تفخيم [ و ] ترقيق اى پسر سورهء شعرا ولى در « كلّ فرق » * اختلافى هست پيش اهل فرق هم مرقّق هم مفخّم خوانده‌اند * اهل قرّا اين چنين آورده‌اند باز « را » گر آخر كلمه بود * ليك در وقفش سكون عارض بود خواه با فتح است « را » و خواه ضمّ * خواه مكسور است اين « را » نيز هم
هامش
( 1 ) س : مضمون . ( 2 ) س : از .