تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى ) — صفحة تحفة الحفاظ 97

مساهمون:

صتحفة الحفاظ ٩٧
يك مثالى چون حكيمان گويمت * تا ز جان و دل كدورت شويمت

بيان أنواع الوقف

وقف را انواع سه بود سر بسر * روم و اشمام است ، اسكان اى پسر هست اسكان اصل و آن هر دو دگر * فرع اسكان است بشنو اى پسر ليك بر اشمام و بر روم اى عزيز * وقف نيكوتر بود گفتيم نيز

صفة « 1 » الإشمام

پيش قرّا آن بود اشمام را * كآخر حرفش كنى ساكن ادا ليك گرد آرند هر دو لب به هم * تا اشارت « 2 » مىنمايندش به ضمّ نى به آن نوعى كه ضمّ پيدا شود * با تو گفتم وقف اشمام اين بود ليك جايز نيست اشمام اى پسر * غير نزد حرف مضمومش دگر مدرك اشمام نبود جز بصير * قاريا ، بىمنّتى اين يادگير

صفة « 3 » الروم

روم آن باشد كه در حرف اخير * بعض حركت آورى اى بىنظير كان بود صوتى ضعيف اما به عرض * بىسكون محض و بىاعراض محض ليك روم آيد همى در كسر و ضمّ * روم با مفتوح در نرسد به هم ليك بعضى قاريان آورده‌اند * روم مفتوح مشدّد كرده‌اند چون « عليهنّ » ، « كانّ » ، با « صوافّ » * گر چه آنجا كرده‌اندش اختلاف

فصل فى حرف لا يوقف عليه بالروم و الإشمام

تاء تأنيثى كه موقوف است به « ها » * روم و اشمام اندرو نبود روا
هامش
( 1 ) س : صفت . ( 2 ) س : اشارة . ( 3 ) س : صفت .