لحن روشن دان بر قرّا جلى * لحن پوشيده بود لحن خفى
بشنو از من حكم لحن اى با صلاح * كان خطا خواندن بود در اصطلاح
گر كسى خواند همى لحن جلى * زو همى هر كس بيابد « 1 » آگهى
ضمّه را با فتحه تبديلى كند * يا نه جاى مدّ ، مدّى بر كشد
يا كند حرفى به حرفى هم بدل * يا مخفّف سخت آرد در عمل
اين و مثل اين بود لحن جلى * زانك « 2 » هر كس اين بيابد « 3 » اى ولى
بيان لحن الخفى
آن بود لحن خفى اندر زبان * كان نيابد غير قرّا در زمان
فى المثل تشديد بعضى كم كند * يا زيادت مدّ كشد يا كم كند
مثل اينها باشد آن لحن خفى * با تو گفتم حكم لحنين اى صفى
غنّه بىافراط بايد كرد ادا * ور نه باشد لحن بشنو زين گدا
باب فى التكبير
راوى است اينجا « بزى » ز « ابن كثير » * آن كه بود او در قرائت بىنظير
كان كه او از « و الضّحى » تا آخر آى « 4 » * وصل با تكبير كردى آخر آى « 5 »
رخصت « 6 » تكبير دان از « و الضّحى » * تا به آخر گفتمت اى با صفا
فايدة
لام « 7 » سه است در « 8 » « هدى للمتّقين » * جمع گشته شش به « غلّا للّذين »
هشت ميم است در « امم ممّن معك » * با تو گفتم ياد گير اين يك به يك
هامش
( 1 ) س : ببايد .
( 2 ) س : زنك .
( 3 ) س : بيابند .
( 4 ) س : آخر اى .
( 5 ) س : آخرى .
( 6 ) س : رخصة .
( 7 ) س : ضم .
( 8 ) س : + و .