گويمش حال مرخّص اى سداد * كنيتش كرد اضطرارى اوستاد
آنكه مستغنى نباشد بعد او * بشنو از من نيك وز ما قبل او
وين چنين باشد كه در طول كلام * قاريش آنجا نفس گردد تمام
پس ضرورت « 1 » وقف بايد كردنش * وين طرق بايد بجاى آوردنش
عود واجب نيست اندر اضطرار * تا كند با قبل وصل اى نامدار
ور بيابى لام الف اندر كلام * مىنبايد وقف كردن بىكلام
« كاف » دان يعنى كذلك اى كبير * يعنى اينجا وقف چون ما قبل گير
در قرائت هر كه او طالب بود * اين قدر دانستنش واجب بود
بيان رموزات أسماء القرّاء السبعة منفردين على حروف ابيجاد
در مصاحف هر كجا اندر كلام * پيش قرّا اختلافى هست تام
اوستادان كز قرائت آگهند * رمز حرفى از ابيجد مىنهند
رمز نافع دان « الف » اى باخبر * ورش « ح » و « ب » بود قالون دگر
« د » باشد نكتهء ابن كثير * « ه » بزى ، « ز » قنبل است اى بىنظير
« ح » ابو عمرو « 2 » است و دورى « ط » بود * « ى » دگر علامهء سوسى بود
ابن عامر « ك » و هشام است « ل » * ابن ذكوان « م » باشد اى امام
« ن » ز عاصم دان كه بوبكرست « ص » * « ع » رمز حفص كردست اوستاد
« ف » ز حمزه ، خلف « ض » است اى پسر * نكته خلّاد « ق » آمد دگر
« ر » كسائى « س » ابو الحارث بود * « ث » نشان دورى است اى با خرد
ذكر رمز القرّاء السبعة على سبيل الاجتماع
عاصم و حمزه كسائى سر به سر * « ث » نشان دارند هر سه اى پسر
عاصم و بو عمرو ، حمز ، ابن كثير * با كسائى و ابن عامر اى كبير
هامش
( 1 ) س : ضرورة .
( 2 ) س : عمر .