چون كه اوّل حرف از آن ساكن بود * اندرو مثلين مدغم مىشود
مثل « يدرككم » و « قل لا » ، « هم مبين « 1 » » * كه اتفاقند جملهء قرّا در اين
باز در « فى يوم » و « قالوا و اقبلوا » * نيست جاى هيچ ادغام اندرو
زانك « واو » و « يا » همى حرف مداند * مدّ و ادغام اى پسر ضدّ هماند
باب في إدغام ذال إذ و دال قد و تاء تأنيث الساكنة و لام بل و هل و قل
باز بشنو اى پسر حرفى شگرف * ذال « إذ » ادغام باشد در دو حرف
آن دو حرف است اندر آنجا « ظاء ذال » * « إذ ظلمتم » و « إذ ذهب » مىدان مثال
دال « قد » هم در دو حرف ادغام دان * آن دو حرفش « دال » و « تا » را نام دان
« قد دخلتم » يك مثال است اى عزيز * « قد تبيّن » شد دگر اى با تميز
تاء تأنيث است مدغم با سه حرف * « طا » و « دال » و « تا » بود آن حرف ژرف
مثل « قالت طائفة » دان اى قاريا * باز « اجيبت دع » نكو بشنو ز ما
باز در « طلعت تزاور » اى پسر * هر دو تا ادغام كن در يكدگر
باز لام « قل » و « بل » با لام « هل » * با دو حرف ادغام آور در عمل
« لام » و « را » چون « قل لئن » با « هل لنا » * « بل رفع » ، « قل ربّ » ، « بل لا » كن ادا
ليك لام « هل » نباشد در كلام * مدغم اندر « را » نگهدار اين تمام
« دال » و « طا » در « تا » دگر مدغم شود * « قاف » اندر « كاف » مدغم هم شود
چون « شهدتم » باز « فرّطت » اى پسر * باز « نخلقكم » ازين معنى شمر
فصل فى حكم ميم الساكن إذا كان بعده « و » أو « ف »
ميم ساكن چون رسد با « واو » و « فا » * با رعايت گو ، نكو « 2 » كن تو ادا
هامش
( 1 ) س : ببين .
( 2 ) س : نيكو .