تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى ) — صفحة تحفة الحفاظ 92

مساهمون:

صتحفة الحفاظ ٩٢
ده بود مدّات امّا ما به شش * مكتفى خواهيم شد بىغلّ و غشّ متّصل يا منفصل و اشباع نيز * عدل و عارض باز لازم اى عزيز متّصل چون « سوء » ، « لمّا آمنوا » * منفصل دان ياد گير اين روبرو بعد « واى » ار همزه تشديد و سكون * هست ، شد معلوم كان چون است چون گر بيابى غير از اين سه بعد « واى » * يك « الف » بايد كشيد اى پيشواى مدّ اشباع اين بود اى بىنظير * ليك اين تعليم از استاد گير باز باشد عدل چون « الضّالّين » * مدّ عارض هست همچون « نستعين » آن حروف هفت مذكوره تمام * كو در اوّل سوره باشد از كلام مدّ لازم آن بود بايد كشيد * تا نيايد اندرو نقصان بديد

باب فى كيفية النون الساكن و التنوين و حكم القلب و الإظهار و الإدغام و الإخفاء

هست نون ساكن و تنوين دگر * با حروفش چار احوال اى پسر پيش « با » قلب است و حلق اظهار هات * يرملون ادغام و اخفا باقيات قلب آن باشد كه در تنوين و نون * پيش « با » ظاهر نگردانى تو نون بلك نون با ميم گردانى بدل * زانكه قرّا آورند اين در عمل مثل « أنبئهم » [ و ] « سميع بصير » * اى پسر بىمنّتى اين ياد گير

بيان الإظهار

هست اظهار آن كه در تنوين و نون * پيش حلق اظهار گردانى تو نون شش بود قارى حروف حلق را * همزه و ها ، عين و حا و غين و خا يك مثالى با تو گويم اى حكيم * هست « عنه » ، « و انحر » و « عرش عظيم »
گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى ) — صفحة تحفة الحفاظ 92 | سيد مهدي جهرمي