باب الإدغام و حروف يرملون
باز آيم با حروف يرملون * حال آن با تو بگويم من كه چون
نون و تنوين گر رسد جايى به « لر » * تو مر آن ادغام بىغنّه شمر
مثل « ان لو كانوا » و « من ربّهم » * كاندرو اظهار نبود نون به فم
نزد « يمنو » گر رسد اين هر دو باز * تو چنين ادغام را با غنّه ساز
مثل « من نار » و « قوم يؤمنون » * با تو گفتم من طريق يرملون
ليك در « يس » و « نون و القلم » * پيش قرّا اختلاف است اى حكم
پيش بعضى واجب است اظهار آن * پيش بعضى واجب الادغام دان
غنّه آن صوتيست كايد از دماغ * با تو گفتم حال اى چشم و چراغ
بيان الإخفاء
نون تنوين گر رسد بر باقيات * قارى آن را مىنهد اخفا صفات
يعنى آن نون را درو پوشيده دار * مخفى آن را گوى و در ظاهر ميار
حاصل از اخفا بگويم مر تو را * يعنى از بينى كند نون را ادا
يك مثال « إن تبتم » ، « خلق جديد » * باز چون « قولا سديدا » اى سعيد
فائدة فى الإظهار
« واو » و « يا » گر بعد نون است اى حكم * وين چنين واقع شود در يك كلم
نون ساكن واجب الاظهار دان * مثل « دنيا » باز « قنوان » اى جوان
تا نگردد با مضاعف مشتبه * زين نگويد هيچ كس را با تو به
باب فى كيفية الإدغام إذا تلاقى المثلان
گر رسد مثلين در قرآن به هم * خواه در يك ، خواه اندر دو كلم