ليبك على الاسلام من كان باكيا * و قد تركت اعلامه و ودائعه
العياذ بالله اگر صيغ شرعيه محل استهزاء شود ، زنهاى جوان در حبالهء پيران ( بدان دو كلمهء عقد و نكاح چگونه از زنا و سفاح احتراز خواهند داشت ) و هرج و مرجى بشود كه اصلا اصلاحپذير نباشد . گويا ميل دارند كه اين اسم بىمسمى و اين رسم بىاصل را هم از ميان بردارند تا به كلى آسوده شوند
يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ .
هر دقيقه داعى را حيرت بر حيرت افزوده مىشود كه كار اين مردم با اين وزراء چه خواهد شد . اگر عرض كنم فلان شخص به دستخط مبارك و توقيع همايون وقعى نگذاشت و مجرى نداشت باز به همان وزير رجوع مىشود . « كرّ على ما فرّ » همين فى الحقيقة محظورى به محظورى مبدل مىشود .
شتان ما يومى على كورها * و يوم حيان اخى جابر
اين أمنا غير از كارهاى خود هيچ امر را كار نمىدانند و به درد احدى نمىرسند ، محض تصديق عرايض داعى و اطلاع از حالت رعايا ، جويا شويد كه عرايض داعى چه بوده و چه واقع شده ؟ در منزل جناب امام جمعه چه قسم صلح شده و چه نحو صيغه محكمه شرعيه جارى نموده كه مجال خيارى و خيالى باقى نمانده ؟ صورت مجلس را مطالبه فرمايند مشهود رأى عدالت پيرا شود كه هنوز تفصيل عرايض داعى و آن مصالحهنامچه را . . . نكرده چرا كلمات لاطائل بگويند ؟
چرا حكم شرعى و سلطان را به مزخرفات باطل كنند ! بر اين مشت رعايا رحم كنيد ، از دست رفتند ، فريادرس ندارند ، چيزى براى ايشان باقى نمانده است ، بضاعت و سرمايه كه هزار رعيت به آن تعيش مىكنند اسباب يك اطاق شد و ملكى كه هزار نفر به آن نان مىخورند به خرج طويلهء اميرى و وزيرى رفت ، چه بلائى شدند بر جان و مال مسلمين .
به صاحب شريعت قسم است كه داعى قبلهء عالم را از نوشيروان عادلتر