تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1695

مساهمون:

ص١٦٩٥
دربارهء هريك از ايشان مىشود اغماض و اهمال را فرض مىدانند ، و قرض مىدهند تا در خوردن مال دويان يا اتلاف جان و مال مسلمانان به اضعاف بلكه به آلاف استرداد كنند ، چنان كه برملا مىگويند با فلان امير يا فلان وزير يا فلان حاكم چگونه مىتوان درشتى ( كرد و زشتى ) نمود ، يا فلان دستخط را چگونه مىتوان مجرى داشت ؟ ( به عقيدهء ايشان ) اين‌همه هاىوهو ( و اين همه گفتگو و اين زمزمهء انصافت و همهمهء عدالت مخصوص ) حمال و جمال است نه از براى اركان و رجال . در هر قضيه كه متداعيين على السوا باشند رجوع به مرجحات خارجيه مىشود . ( هر طرف به حسب اوضاع دنيا پيش و بيش است ، اگر حق مخض و محض حق با طرف مقابل هم باشد پايمال و مضمحل است ) در هر طرف كه يك نوكر علاوه از طرف ديگر ، پيش است و از بىانصافى و بىاعتدالى اگر در احقاق ( حق ) مظلومى اصرار يا اظهار بشود مىگويند اين دستخط ظاهرى است ، نمىدانم بطون سبعهء دستخط از كجا بر ايشان كشف شده كه ماها استنباط و استخراج نمىتوانيم نمود ! به چه دلالت « بگيرند » و « برسانند » راه به « نگيرند » و « نرسانند » توجيه و تأويل مىنمايند ؟ اين خادم شريعت مقدسه كه با هزار زحمت اين جزيى ملك را فراهم كردم تا مدد معاش خود و عيال باشد و كلّ بر دولت و ديگران نباشم ، با همهء تفاصيل از همه گذشتم كه دستخط مبارك پادشاه اسلام در مملكت خود در نزد نوكرهاى خانه‌زاد و علماى پايتخت خود زياده از اين بيشتر بىعظم و قدر نشود . به‌طور تحقيق بدانند كه دسته‌دسته دستخطهاى قطعى بتّى در دست مردم مظلوم مانده به هيچ‌كس دسترسى ندارند . هرگاه ثبتى از دستخطهاى مبارك بردارند بعد از مدتى از انجام آنها جويا شويد مشهود خواهد شد كه اين مظلومين به حالت اولى باقى هستند . ملهوف و مظلوم وارد شدند مأيوس و محروم مانده ، مقروض و مغموم مراجعت مىكنند . گذشته از اينكه محض خيالات ( هم ) كه شده در احقاق حقوق مردم در اجراء اين دستخطها اعتنا ندارند ، به معاذيرى معتذر مىشوند كه نعوذ بالله به مذمت ولىنعمت خود منتهى مىشود . مىگويند طرف مقابل سخت