تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1700

مساهمون:

ص١٧٠٠
كه حضرت اقدس شهريارى تمام اوقات ليل و نهار خود را صرف رفاهيت عامهء رعايا و قاطبهء برايا كرده ، ليكن جمعى از بطالت و اغراض فاسده و خيالات كاسده در عهدهء تعويق مىاندازند . از آه مظلومين بايد ترسيد . خداوند وجود اقدس شهريارى را در همه حال از آفات و بليات محافظت فرمايد . خادم الشريعة : الحاج محمّد صادق قمى دكتر على اكبر صادقى ( استاد دانشگاه تهران ) دربارهء جدّ امجد خود ملا محمّد صادق ، و برخورد وى با فرهاد ميرزا چنين مىگويد : در يكى از سالها كه ( فرهاد ميرزا ) به شهر قم رفته بود ، برحسب عادت اظهار علاقه كرده بود كه با علما و فضلاى قم ديدارى داشته باشد . بدين‌منظور ( اعتضاد الدوله ) حاكم قم جمعى از اهل علم را دعوت مىكند ، در اين جلسه جد ما مرحوم حاجى كه جوان هم بود ، حضور داشته است . همان‌طور كه مشهور است ( فرهاد ميرزا ) دوست داشته معضلات الكلم را مطرح سازد ، تا هم مراتب دانش خود را به رخ ديگران بكشد و هم مراتب علمى ديگران را بيازمايد . در آن مجلس نيز شاهزاده دو سؤال لغوى و علمى را مطرح مىكند كه مرحوم جد ما به سؤال اول جواب مىدهد . در اين بين قهوه مىآورند ، فرهاد ميرزا سؤال دوم را كه مربوط به قصيده‌اى به زبان عربى از ( شيخ بهائى ) بوده ، و در آن لغزى را دربارهء مناسك حج مطرح ساخته بوده است ، در ميان مىگذارد . چون سؤال اول را هم كسى به‌جز ( حاجى ملا محمّد صادق ) پاسخ نداده بوده ، طبعا روى سخن شاهزاده در مورد سؤال دوم هم با او بوده است . مرحوم حاجى مىگويد : حضرت و الا اجازه مىفرمايند قهوه را بنوشم و پاسخ عرض كنم يا خير ؟ فرهاد ميرزا جواب مىدهد : خير ، قهوه را ميل بفرمائيد ، يك هفته هم وقت