اولا : انتقام پادشاه اسلام را از اين رجال صورى كه در حقيقت خائن دولت هستند و بر خلاف ميل و ضد ارادهء ولىنعمت خود كمر بستهاند مىخواهم .
خواهند داد ، خواهيد ديد .
ثانيا : در انتقام اين پير غلام شريعت كه در نشر احكام و ترويج شريعت مطهره عمرى گذرانيدم تعجيل مىطلبم ، الظليمة الظليمة ، العجل العجل ، يا رسول اللّه و اوصياء اللّه .
غيرت اسلام اين عرض را هم بر داعى فرض كرده است كه به جسارت عرضه دارم كه عزت دستخطهاى مبارك كه عزش خداداد است نگاه داريد ، و اگر برحسب لزوم و وجوب صادر خواهيد فرمود به عهدهء اشخاصى باشد كه امتثال حكم همايون را فرض بدانند ، شنيدهام جناب سپهسالار اعظم و جناب علاء الدوله و بعضى از رجال ديگر حالت اعتنائى دارند و احقاق حقوق مظلومان مىكنند . لا حول و لا قوة إلّا بالله العلى العظيم .
اى كاش اين وزراء به قدر الضيف از اين خادم شريعت مطهره ، رعايتى منظور مىداشتند ، خدا را به شهادت مىطلبم كه در نهايت يأس و دلتنگى از حقوق خود صرفنظر كردم و از اين شهر رفتم . فردا به حضرت عبد العظيم و به دعاى وجود آن عدل محض مشغول و بعد از آن در حضرت معصومه عليها السّلام يا ساير عتبات عاليات ، دعاگو خواهم بود . از خداوند عزّ اسمه استدعا مىكنم براى ظلاللّه ، اعوان و انصار دولتخواه و نوكر دلسوز و ناصر ملت و دولت كه موجب نيكنامى و ازدياد عمر و دولت و شوكت باشد ، برساند . . . از فضل خداوند متعال و حضرت ذوالجلال كه ثانى و تالى آن ذات خجسته صفات همايون باشد تا از آن منبع عدل و انصاف عدالتها را اخذ نموده مجرى دارند .
اللّه اللّه من هؤلاء الامناء و الوزراء ، ( اللّه ) اللّه فى الرعايا فانّهم ودايع الرّحمن و خزائن السلطان ، و ما علينا الا البلاغ ، اعدلوا هو اقرب للتقوى . مىترسم اين مظلومين از اين درگاه مأيوس شوند و ( رو ) به درگاه قاضى الحاجات ببرند . نمىدانند
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1699
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٦٩٩