و غيرها رجوع شود صدق عرايض مشهود و معلوم خواهد شد . با اين خصال ايشان را خلفاء جور مىگويند در دنيا با اين لقب زشت و در آخرت محروم از بهشت خواهند بود ، چرا كه در اظهار يككلمهء حقه مضايقه كردند .
از روزى كه اين خادم شريعت مطهر ، به آوازهء عدل و انصاف و وضع تنظيمات و جعل صناديق عدل مغرور و مشعوف شده به دار الخلافه آمدم ، چيزها ديده و دانستهام كه در اين مدت هفتاد سال هرگز در خاطرم خطور نداشت ، پادشاهى ديدم مؤيد ، قلب مباركش مرآت غيبنما ، از رأفت و عدالت عدلى مجسم و انصافى مصور ، در حفظ ملك و ملت ساعى و جاهد و در رفاه رعيت عاشق و مايل . علاوه بر اين همه عدل ذاتى و فطرى گويا ذات خجستهء صفات همايونش خود رهنمائى به عدل و انصاف را فريضه دانسته ، و فهميده همهروزه بر اين امناء جور و اولياء ظلم اعلام مىفرمايند .
عصرى است ضد عصر خلفاء دين « على بن يقطين » در وجود مسعود همايون است ، و جور هارون الرشيد در وجود وزرا ( كه اگر ايشان را اولياى جور گويند خلاف و گزاف نگفتهاند ، چرا كه در هر روز هزار كلمهء حقه را كتمان مىكنند و هزار حكم غير ما انزل اللّه را عنوان ) . وقتى در حضرت نوشيروان از عدلش وصفها راندند ، گفته بود : عدلى ندارم ولى كارى كردهام كه غير از خودم در اين ملك كسى قدرت بر ظلم ندارد . و در اين دولت جاويد آيت غير از وجود مسعود همايون همهكس قدرت بر ظلم دارد ، بلكه غالبا غير از ظلم پيشهاى ندارند و از كلام حضرت امير المؤمنين عليه السّلام انديشهاى :
لا تظلمن اذا ما كنت مقتدرا * فالظلم مقدرة يفضى الى الندم
تنام عيناه و المظلوم منتبه * يدعو عليك و عين اللّه لم تنم
مباشرين امور ديوانى كه گاهى « امناء » و گاه « اولياء » و گاه « رجال » و گاه « اركان » خوانده مىشوند ، جمعى كسبه شدهاند كه ليلا و نهارا معامله مىكنند ، هر حكم كه