نبود ، يك روز آقاى سيد محمّد باقر ابطحى اصفهانى برايشان فرمودند : آقاى ستوده در وقت ، صحيحى است .
( يعنى اوّل و آخر مباحثهاش معلوم است ) ! ايشان فرمودند : دعا كنيد كه من همچنين باشم ، كارى كه به دست اهل علم سپرده مىشود بايد نسبت به آن كار مقيد و منظم باشد ، آيتاللّه گلپايگانى گاهى وقت نماز دير مىكرد و خود ايشان فرمودند : آيتاللّه سيد احمد خوانسارى ازبسكه در وقت دقيق و منظم بود مردم را نمازخون كرده بودند .
خاطرهاى از مرحوم آ سيد نور الدّين اراكى كه از شاگردان ملا على نهاوندى صاحب كتاب تشريح الاصول بود .
ما ايشان را درك نكرده بوديم لكن مطالبى دربارهء ايشان شنيدهام ، مثلا شنيدم كه وقتى مرحوم شيخ عبد الكريم حائرى كه تا سال 1340 قمرى كه به قم آمدند و با ايشان ملاقات كرده بودند دربارهء ايشان گفته بودند كه پول و كاه در نظر اين سيد يكى است . يكى ديگر از خصائص ايشان كه ما شنيديم حافظهء قوى و استعداد زيادشان بوده است ، وى بعد از وفات ميرزا محمّد تقى شيرازى مردم اراك خواستند از ايشان تقليد كنند و هنگامى كه از ايشان رساله مىخواستند مىفرمود : من رساله ندارم ، رسالهاى بياوريد تا من در حاشيهء آن نظراتم را بنويسم ، رساله را مىگرفت و در ظرف يك هفته نظراتش را در حاشيهء آن مىنوشت . سخاوت طبع ايشان هم زبانزد بود . وقتى كه آقا نور الدّين فوت كردند مردم تا چهل روز عزادارى كردند .
خاطرهاى از مرحوم سيد احمد خوانسارى
يكبار در حضور ايشان سخن از مرآة العقول اثر علامهء مجلسى به ميان آمد ، ايشان فرمودند : كتاب خوبى است ، دوست داشتم آن را داشته باشم .
يك روز در يك كتابفروشى ، اين كتاب را ديدم كه در 3 جلد با قطع بزرگ و زيبا