كرده بودند ، ايشان هم آمده بودند كه آقا وساطت كنند كه او را اذيت نكنند . آقا فرمودند : من چون سالهاست كه در بروجرد نيستم و از آنجا اطلاع ندارم ، نمىتوانم كارى انجام بدهم ، من اگر چيزى بگويم كه يككلمهاش خلاف واقع باشد مناسب من نيست . خيلى مقيّد بودند كه كلمهاى كه احتمال خلاف واقع مىرود را نزنند ، حتى يكبار مىفرمودند : من از آن وقتى كه مكلّف شدم تا حالا ، نه يك دروغ گفتهام و نه يككلمه غيبت كردهام و اين جمله را در سنّ 75 سالگى فرموده بودند ، خيلى مراقب زبان خود بودند ، و اين ارث مادرشان بود چون مىگفتند : مادرشان زن فوقالعادهاى بوده ، به طورى كه در هر مجلسى كه وارد مىشدند زنها به احترام او ديگر غيبت نمىكردند و پشت سر كسى حرف نمىزدند .
از خصوصيات آقاى بروجردى توجه به آراء اهل سنت بود و نظر مباركشان اين بود كه چون احاديث و آراء اهل سنت ، قرينه خارجيه براى فهم روايات اهل بيت عليهم السّلام مىشود و بهتر مىتوان آنها را فهميد . مىفرمودند كه : در بين فقهاى ما ، چند نفر از نظر فقهى قوىتر و ممتاز بودند . شهيدين - علامه - و فرزند علامه فخر المحققين ، محقق ثانى و صاحب شرايع و اين دقت به خاطر تسلّطشان بر آراء اهل سنت بود .
سال اولى كه تابستان به وشنوه براى ادامه كار جامع احاديث شيعه در خدمت آقا بوديم ، فرمودند : زمان مرحوم علامه مجلسى ، يك نفرى از ايشان ، در مورد صوفى ، تصوف ، فلسفه ، اجتهاد و تقليد سؤال كرده بود كه نظرشان را بفرمايند .
مرحوم علامه مجلسى فرموده بود : اما صوفىها ، دو دسته هستند . يك دسته از آنها واقعا به دنبال تهذيب نفس و دورى از هواهاى نفسانى بودهاند . دستهء ديگر كه به دنبال اغراض فاسدى بودند و در مقابل اهل بيت عليهم السّلام جبهه مىگرفتند . مرحوم علامه فرموده بودند آن اخبار و رواياتى كه در مذمّت اهل تصوف وارد شده است ، ناظر به گروه و دستهء دوّم است ، و منظور ، دسته دوّم بوده است . بعد فرموده بودند كه : و والدى ( رحمه اللّه ) و الشهيدين منهم ، يعنى مرحوم پدرم و شهيد اوّل و
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1480
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٤٨٠