3 - مرحوم صاحب وسائل الشيعة ، روايات را متناسب هر بابى ، تقطيع كرده است و تنها محل شاهد را ذكر كردهاند و تمام حديث را يك جا ننوشتهاند ، و اين كار درست نيست چه بسا صدر و ذيل روايت قرينه مىشود بر فهم درست جملات حديث . حديث بايد يك جا نوشته بشود و جلوى فقيه گذاشته شود تا از آن ، احكام را استنباط كند .
4 - در وسائل ، تكرار اسانيد است و مىتوان كه اين اسانيد را تداخل نمود و اين چنين نوشت « يب » يعنى تهذيب « عن ، عن » « كا » يعنى تهذيب از كافى ، آنگاه سند را ذكر كرد .
5 - وسائل ، اخبار اهل سنت را نياورده است و ايشان قصد داشتند با ذكر اخبار اهل سنت آنها را ملزم كنند كه به كتب شيعه مراجعه و تمسك كنند ، و مىخواستند به آنها بفهمانند كه احكام و فروعات را كه آنها با قياس و استحسان مىفهمند ، ما با مراجعه به روايات بدست مىآوريم . لكن بعدا احتياط كردند و فرمودند : مىترسم ، مقدسين ما را هو كنند . لذا فرمودند : وقتى باب تمام شد بنويسيد : « رواه الجمهور » كه بدانند كه ما از اخبار و فقه آنها اطلاع داريم . روى اين مصالح بود كه ايشان آن جمع را تشكيل دادند و خودشان گاهى اوقات تشريف مىآوردند و چون اقدام به اين كار ، سالهاى زيادى وقت لازم داشت . مرحوم آقاى ربانى شيرازى ، يكى ، دو پيشنهاد حضرت آيتاللّه بروجردى را در وسائل آوردند و پس از رفع بعضى از نقايص آنها را به چاپ رسانيدند .
خاطرات استاد
( خاطراتى از مرحوم والد ) خود استاد در اين زمينه چنين فرمودند :
ابوى ما خيلى اهل صدق بود اصلا اهل تملق و چاپلوسى نبود ، ايشان با مرحوم آيتاللّه حاج شيخ عبد الكريم حائرى يزدى و مرحوم شيخ محمّد حسين غروى كمپانى و مرحوم ميرزا محمّد تقى شيرازى خيلى رفيق بود .