اديب و دانشمندش ميرزا محمّد مجتهد معروف به « ارباب » و همچنين مراوداتى كه با ميرزا محمّد باقر ربّانى فرزند ميرزا محمّد مجتهد داشته دقيقا برشمرده است ، كه ما در اينجا به نقل قسمتى از آنها در رابطه با محمّد تقى بيك ارباب معروف به « ارباب جان بابا » اكتفا مىكنيم :
( يكدفعه رفتن زيارت و ديده شدن ما در حرم حضرت معصومه عليها السّلام كافى بود كه تمام دوستان و آشنايان را از ورود ما مطلع كند و ديدوبازديدها و دعوتهاى آنها شروع شود ) . بعد تحت عنوان : دريغ از پير ذىفنون مىنويسد :
( فقط جاى محمّد تقى بيك ارباب واقعا خالى بود . پيرمرد در سال قبل ، يك ماهى بعد از مسافرتى كه با ما به علىآباد كرده بود به مرض ذاتالرّيه درگذشته ، ميرزا محمّد مجتهد پسرش هم مكه مشرف شده بود . محمّد تقى بيك ارباب با داشتن اطّلاعات وسيع از فلاحت و ساختمان و مقنّىگرى و بازديد خرمن و زراعت سرپا و كولپزى كه قول و تصديق او در نزد تمام استادان اين فنون برهان قاطع به شمار مىرفت ، اديب و شاعر و نويسنده و خوشخط و بذلهگو و مجلسآرا هم بود . براى كندن قنات بعد از كنده شدن چاه گمانه و اطمينان از آب داشتن زمين ، چنان ترازو مىكشيده كه در همان نقطهاى كه معين مىكرد ، آب قنات آفتابى مىشد .
زراعت سرپا و خرمن نكوبيده و كوبيده و قبّهء خرمن گندم و جو و حبوبات را به قدرى صحيح بازديد مىكرد كه هيچوقت بيش از يك عشر تقريب نداشت . از دهنهء چاه قنات به جريان آب نگاه مىكرد و اندازهء خرابى پشته و تعداد عملهء اصلاح آن را تعيين مىنمود . با يك نظر به صحراى پنبه و حبوبات كارى ، ميزان بذر آن را تشخيص مىداد و حاصل آنها را برآورد مىكرد . در ساختمان ، بازديدش بسيار دقيق و تا آخرين كلوك كار رفته را تعيين مىنمود . كثرت عمل و حافظه ، قوهء غريبى در نظر او ايجاد كرده بود كه با يك نظر و بدون مساحت ، بذرافكن مزرعه را بىكموزياد مىگفت .
اشعار مشكل « نظامى » را كه مع الاسف خيلى زياد است با توجيهاتى كه از آنها
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1450
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٤٥٠