تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1448

مساهمون:

ص١٤٤٨
مطهر ، در غرفهء بالاى ايوان آينه جلب نظر مىكردند . بافقى پس از مطلع شدن از اين حادثه پيامى بدين مضمون فرستاد : ( شما چه كسانيد ؟ اگر از غير دين اسلاميد پس در اين مكان شريف چه مىكنيد ؟ و اگر مسلمانيد پس در حضور چندين هزار جمعيت در غرفهء حرم چرا « مكشفة الوجه و الشعر » نشسته‌ايد ؟ ) پيام مؤثر واقع نمىشود ، لذا شخصا به حرم آمد و به خانوادهء رضا شاه شديدا اخطار كرد ، و اين حادثه منجر به قيام مردم شد . رضا شاه شخصا با يك واحد موتوريزه به قم رفت و با چكمه وارد صحن مطهر شد ، و بافقى را مورد ضرب و شتم قرار داد . و پس از دستگيرى به تهران آورده شد و با گذراندن پنج ماه حبس در زندان شهربانى مركز ، ديگر به وى اجازه ندادند در قم اقامت گزيند ، و مجبور شد در تهران بماند . قطعا پس از مراجعت شاه و اسكورتش از طرف عامه عكس العمل شديدى نشان داده مىشد ، كه ممكن بود به انقلاب و بلوايى عام منجر و به خونريزى و قتل نفوس سارى گردد ، ولى با عمل و سياست حاج شيخ عبد الكريم حائرى با حسن تدبير عاقلانه و خيرخواهانه‌اى ، از فساد و خونريزيهاى بعدى به كلى جلوگيرى شد و مقام روحانيت در قم محفوظ ماند ، او اعمال نفوذ به موقعى نشان داد و حكم شرعى بدين شرح صادر نمود : « صحبت و مذاكره در اطراف قضيهء اتفاقيه مربوط به شيخ محمّد تقى بر خلاف شرع انور و مطلقا حرام است » . اين حكم مانند آبى بود كه روى آتش ريخته شود ، از يك انقلاب و بلواى عام و قتل و غارتهاى بعدى جلوگيرى نمود . پس از ملاقاتى كه بين رضا شاه و شيخ عبد الكريم حائرى در قم به ميان آمد ، شيخ محمّد تقى بافقى را به حضرت عبد العظيم عليه السّلام فرستادند ، و او اين ايام را تحت نظر يك نفر « بازرس آگاهى » به عبادت پرداخت . در سال 1314 ش ، پس از واقعهء مسجد گوهرشاد ، بافقى از فرط اضطرابى كه پس از شنيدن خبر اين كشتار به او دست داد ، دچار سكته شد و براى مدتى بسترى شد . پس از اينكه اندكى بهبودى حاصل كرد ، تقريبا سه ماه پس از واقعه ، علىرغم