همايون دارند ، سحاب هاطل دست دريانوال برگشاده ، مزارع امانى اهالى اين ولايت را خرّم و شاداب فرمود و از مصدر جلال ، امر به حفر قنواتى جديد كه مخصوص و موقوف به محلّات شهر باشد ، عزّ صدور يافت . گزارش ناتمامى قنوات سردارى را در پيشگاه خلافت به مسامع دولت ابد آيت رسانيدند كه اگر رأى بيضاى اعلى بر آبادى و اتمام آن قنوات ناتمام پرتو افكند چون محلّى قابل است ، اقرب به صرفه است . حفر و آبادى آن قنوات را موكول و مرجوع به كفايت جناب سامى ( محمّد تقى بيك ارباب ) فرموده ، مبلغ سههزار تومان زر مسكوك معمول هجده نخودى به مصرف آن كار رسيد و آبى چنان بر روى كار آمد كه آبروى سلسبيل ريخت ، اهالى اين ولايت ( قم ) از جهت احداث اين ثانى ينبوع خضر و سلسبيل و تالى آنها دجله و نيل در خصيب عيش متنعّمند و موسوم است به ( قنات ناصرى ) و هماكنون از جانب امناى دولت جاويد عدّت مواظبت آن قنوات از تعمير خرابى و تقسيم بر محلّات مرجوع به اوست ، و سالى يكصد و پنجاه تومان از ديوان اعلى به جهت مرمّت خرابى او برقرار است . كه همهساله جداول و انهارش تعمير شده ، تنقيه و لاروب مىنمايند ) .
اينك براى آشنائى با طرز كتابت و هنر نويسندگى او به نقل دو مكتوب از ارباب كه در تذكرهء شعراى قم فيض آمده است ، بسنده مىكنيم .
نامهاى است كه براى نواب « محسن ميرزا » امير آخور حكمران قم نوشته است :
« قل اعوذ بربّ النّاس ، من الحاج ملّا عبّاس ! الّذى يأخذ اموال النّاس بالابرام و الالتماس ! و الّذى يفرّ منه الخناس ! الّذى يوسوس فى صدور النّاس ! تصدّقت گردم عالىجناب . . . پنج شش سطر القاب ! عالمى است متبحّر و عالمى است متحرّر ، در رياضى با حكمت اشراق است و در رياضت دقوقى و دقاق ، علماى نحو را محو خود دارد و صرف را در تصرّف خود انگارد . در فقه و اصول هزار ادا و اصول دارد ! امام جماعت « جهرود » است و داماد كدخداى « قمرود » واعظيست با صوت حزين ، ناصحيست با ناله و انين ، بهر خطّه زنى خطبه مىنمايد ، بهر حديث ،
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1453
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٤٥٣