صفحهء طلا مينا كرده ، آقا مهدى ملكالكتّاب نوشته است و هى هذه :
خديو كشور دوران پناه خلق جهان * كه شد بعدل و سخا از جهانيان ممتاز
طراز مسند و ديهيم شاه فتحعلى * كه هست فتح و ظفر با لواى او انباز
قدر غلام و قضا چاكر آنكه طاعت او * شده است بر همهكس فرض و عين همچو نماز
بعهد او كه بود گرگ و ميش همخوابه * ز عدل او كه شده باز و صعوه هم پرواز
غزال طعمه نخواهد مگر ز برثن شير * عقار چينه نجويد مگر ز چنگل باز
ز خلق و خلق بود بىنظير و بىمانند * به عدل وجود بود بىعديل و بىانباز
نهاده پا چو در اورنگ معدلت فتنه * ز بيم او بضعيفان نكرد دست دراز
چو بود خادم پاك اعتقاد اين درگاه * كه سودهاند بر او كاينات روى نياز
درى نهاده بر اين آستان عرش نظير * كز آن بود در رحمت به روى خلق فراز
تبارك اللّه از اين در كه زايرانش را * ز هر صرير شود كشف هر نهانى راز
چه در در حرم سبط سيد ثقلين * كه از شرافت او يافت بزم قرب طراز