چه در در حرم بنت موسى جعفر * يگانه اختر برج سپهر عزت و ناز
گل رياض امامت كه طايران حرم * حريم گلشن او را شدند زمزمهساز
سپهر عصمت و بحر حيا و معدن شرم * امين وحى و محل سروش و محرم راز
خور از رواق فلك سر نهد به پاى درش * بهر سحر كه كنند اين رواق را در باز
به شوق اينكه در اين در دهند جايگهش * چه رنجها كه طلا را رسيد از دم گاز
هرآنكه روى بر اين در ز روى صدق آورد * درى ز روضهء فردوس شد برويش باز
كسى كه راه بر اين آستان تواند برد * چه حاجتش كه شود رهنورد راه حجاز
دل از زيارت اين در به حق شود نزديك * كه عارفان به حقيقت برند پى ز مجاز
نخست روى بر اين آستان نهد هركس * كه رستگارى انجام خواهد از آغاز
غرض چو كرد بر اين آستان بنا اين در * كه بيشتر ز در كعبه باشدش اعزاز
نگاشت خامهء دانش براى تاريخش * كه « سوى جنت اعلا درى ز نو شد باز »
مخفى نماند كه مصرع اخير در صورتى كه ياء « اعلى » الف گرفته شود و « كه » حرف ربط ، به حساب نيايد 1222 مىشود و الا اگر ياء اعلى درست